تبليغاتX
لی لی حوضک
شنبه بیست و چهارم آذر 1386

(توقف ممنوع)

درخت توت سالهاست

كناره بزرگراه

نشسته آه مي كشد

چه انتظارهاي تلخ

براي عابران اين بزرگراه مي كشد

كه شايد عابري بايستد

و دست مهربان و كوچكي

به دانه هاي او رسد

به داد اين همه سكوت او رسد

بزرگراه

پر از صداي قيل وقال

و ذهن توت و اين سوال:

" چرا كسي به برگ و بار من

نگاه هم نمي كند؟

به توت هاي آبدار من

نگاه هم نمي كند؟ "

درخت توت غافل است و بي خبر

از اينكه ساقه اش

درست در كنار ساقه علامتي است

كه در سكوت داد مي زند : نايست

علامتي كه بوي سنگ هم نمي دهد

به عابران اجازه درنگ هم نمي دهد.

                          افسانه شعبان نژاد

 

نوشته شده توسط منصوره در 23:52 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386

افسردگي و سردي زمستان، محصول"كج" ايستادن خورشيد است. تنها با " راستيِ" اوست كه بهار مي رسد. ( دكتر سنگري )


هيچكس، هيچ فصلي را بر بهار ترجيح نمي دهد. بهار فصل رهايي از "خاك" است.بياييد همه ي فصل ها بهاري بمانيم. ( دكتر سنگري )


"بهار" تكرار گل است و بهشت تكرار بهار با ضريب بينهايت، اگر بهار را در خود تكرار كنيم بهشت همين جاست. ( دكتر سنگري )


واقعا بهار و قيامت شبيه هم هستند. علف هاي هرز و گلها هم زمان از خاك سربر مي دارند. ( دكتر سنگري )


نوروز روزي است كه در آن قائم ما اهل بيت ظهور كند. امام صادق (ع)


بهار سخاوتمند است، دامني از گل به زمين مي بخشد. كمي پاي درس بهار بنشينيم. ( دكتر سنگري )


بهار، ره آورد تفاهم زمين و آسمان است. بهار، محصول ِ يگانگي است. ( دكتر سنگري )


زمستان با همه ي خشونت و سردي، متواضعانه بهار را گردن مي نهد. ما اما...؟ ( دكتر سنگري )


عيدهاي خودتان را با آهنگ زيباي تكبير بياراييد. پيامبراكرم (ص)


با نگاه دقيق به هستي ، به شگفتي و از شگفتي به شكفتگي ، و سرانجام به شيفتگي نسبت به هستي آفرين مي رسيم. ( دكتر سنگري )




ادامه مطلب

نوشته شده توسط منصوره در 20:29 | | لینک به این مطلب
جمعه نهم آذر 1386

همه چیز از آن لحطه ای آغاز می شود که اولین قدم برداشته شود .

نوشته شده توسط منصوره در 19:23 | | لینک به این مطلب
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386
آرتمیس

معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه )

معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه) يکي از زيباترين بناهاي ايام گذشته بود . اين بنا با داشتن 100 ستون مرمري زيبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر مي رسد يکي از عجايب هفتگانه به حساب مي آيد . اين معبد فضايي را در بر مي گرفت که تقريبا چندين برابر وسعت آکروپليس در آتن بود . ميتوان گفت که معبد آرتميس صعود و سقوطهاي بسياري را در طي قرنها پشت سر گذاشت . اين بنا در 600 سال قبل از ميلاد ساخته و در550 سال پيش از ميلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسيار زيباتر و عظيمتري باز سازي شد . اين بنا براي دومين بار دچار حريق شد البته اين بار بطور عمدي توسط فردي بنام هروستراتوس که براي به ياد ماندن نامش به اين کار دست زد، ولي اين معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسيار بهتر از قبل ساخته شد . اين معبد بسيار زيبا درونش با مجسمه هاي بي نظير تزيين شده بود . اين معبد پا بر جا بود تا زمانيکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از ميلاد براي هميشه از صفحه تاريخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از اين معبد باقي ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بين رفت.

نوشته شده توسط منصوره در 9:49 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386
نوشته شده توسط منصوره در 14:28 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پنجم فروردین 1386

سال نو مبارك

بر تو دوست عزيز

1386

 

سالي پر از طراوت و موفقيت

براي

من براي تو و براي همه

نوشته شده توسط منصوره در 0:50 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پنجم فروردین 1386

 

سلام

"...آنک صدای آب

آرام وبا نشاط

در روح پر طراوت باران... تکرار می شود..."

خورشید می درخشد

در دشت آسمان

روی زمین گلی

با نام پاک عشق... بیدار می شود.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط منصوره در 0:33 | | لینک به این مطلب
سه شنبه دهم بهمن 1385
سیب

و ابن شهر آشوب روايت كرده است كه روزي جبرئيل به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله آمد به صورت دحية كلبي و نزد آن حضرت نشسه بود كه ناگاه حسنين عليهماالسلام داخل شدند و چون جبرئيل را گمان دحيه مي‌كردند به نزديك او آمدند و از او هديه مي‌طلبيدند، جبرئيل دستي به سوي آسمان بلند كرد سيبي و  بهي و اناري براي ايشان فرود آورد و به ايشان داد. چون آن ميوه‌ها را ديدند شاد گرديدند و نزديك حضرت رسول صلي الله عليه و آله بردند حضرت از ايشان گرفت و بوئيد و به ايشان رد كرد. و فرمود كه به نزد پدر و مادر خويش ببريد و اگر اول به نزد پدر خود ببردي بهتر است. پس آنچه آن حضرت فرموده بود به عمل آوردند و به نزد پدر و مادر خويش ماندند تا رسول خدا صلي الله عليه و آله نزد ايشان رفت و همگي از آن ميوه‌ها تناول كردند و هرچه مي‌خوردند به حال اول برمي‌گشت و چيزي از آن كم نمي‌شد و آن ميوه‌ها به حال خود بود تا گاهي كه حضرت رسول «ص» از دنيا رفت و باز آنها نزد اهلبيت بود و تغييري در آنها بهم نرسيد تا آنكه حضرت فاطمه عليهاالسلام رحلت فرمود پس انار برطرف شد و چون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شهيد شد به برطرف شد و سيب ماند آن سيب را حضرت امام حسن عليه السلام داشت تا آنكه به زهر شهيد شد و آسيبي به آن سيب نرسيد، بعد از آن نزد امام حسين عليه السلام بود.

حضرت امام زين العابدين عليه السلام فرمود وقتي كه پدرم در صحراي كربلا محصور اهل جور و جفا بود آن سيب را در دست داشت و هرگاه كه تشنگي بر او غالب مي‌شد آنرا مي‌بوئيد تا تشنگي آن حضرت تخفيف مي‌يافت چون تشنگي بسيار بر آن حضرت غالب شد و دست از حيوه خود برداشت دندان بر آن سيب فرو برد چون شهيد شد هر چند آن سيب را طلب كردند نيافتند، پس آن حضرت فرمود كه من بوي آن سيب را از مرقد مطهر پدرم مي‌شنوم گاهي كه به زيارت او مي‌روم و هر كه شيعيان مخلص ما در وقت سحر به زيارت آن مرقد معطر برود بوي سيب را از آن ضريح منور مي‌شنود.

 

نوشته شده توسط منصوره در 11:44 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی ام مهر 1385

هديه اي از دوست

امام علي عليه السلام :

 

" اساس و ريشه ي خردمندي با مردم دوستي كردن است و ريشه ي ناداني دشمني و ناسازگاري با مردم است."

 

" مبادا كه خويش را بنده ديگري قرار دهي كه خداوند بزرگ تو را آزاد آفريده است."

"درجهان موهبتي بهتر از آزادي نيست

كه از او گلشن هستي همه پر برگ و بر است

بردگي در خور حيثيت انساني نيست

كاين نموداري از انديشه عصر حجر است"

 

"لغزش عالم همچون شكستن كشتي است.غرق ميشود و گروهي را نيز با خود غرق ميسازد."

نوشته شده توسط منصوره در 22:19 | | لینک به این مطلب
سه شنبه چهارم مهر 1385

 

چند سخن زيبا

 - قلب با دهان نسبت معكوس دارد آنهايي كه قلبهايي بازتر و وسيعتر دارند دهانهايي بسته تر دارند.

- باران پايان پريشاني ابرهاست.

- پشت سرتان را نگاه نكنيد مقصد دور مي شود.

 

نوشته شده توسط منصوره در 20:42 | | لینک به این مطلب